رشد اسکلتی عضلانی کودکان فلج مغزی

هنگام تولد، عضلات و استخوان‌های نوزاد مبتلا به فلج مغزی همانند هر نوزاد دیگری است و به مرور زمان عواملی درونی باعث ایجاد تغییر در ساختار این بافت‌ها می‌شوند. تغییر در عملکرد مغز کودکان مبتلا به فلج مغزی می‌تواند شامل افت یا از بین رفتن توانایی کنترل ارادی(انتخابی) حرکات، تون عضلانی غیرطبیعی و فقدان توازن بین قدرت عضلات آگونیست و آنتاگونیست شود. هنگامی که تون، قدرت و کنترل عضلانی تغییر یابند، روی عضلات و استخوان‌های کودک در حال رشد، تأثیر می‌گذارند که منجر به کاهش الاستیسیته‌ی عضلات، کاهش دامنه‌ی حرکتی مفاصل، و مختل شدن نمو مفاصل و استخوان‌ها می‌گردد. بنابراین می‌توان گفت تغییر در عملکرد مغز منجر به تغییر در فعالیت عضلات و عملکرد حرکتی، و در نهایت تحت تأثیر قرار دادن رشد و نمو سیستم اسکلتی کودک می‌شود.

رشد اسکلتی- عضلانی در کودکان مبتلا به فلج مغزی

اهمیت ارتباط و وابستگی بین فعالیت عضلانی و پتانسیل رشد اسکلتی در مشکلات اسکلتی‌ – عضلانی کودکان مبتلا به فلج مغزی مشهود است. بروز تغییر در عملکرد سیستم عصبی مرکزی، اغلب باعث به وجود آمدن تون عضلانی غیرطبیعی و شکل‌گیری سلسله‌ای از مشکلات در استخوان‌ها و عضلات می‌شود. ساختار عضلانی ممکن است در اثر اسپاستی‌سیتی و استفاده از عضله تغییر کند. سلول‌های عضلانی در کودکان مبتلا به فلج مغزی، در طول استراحت ‌کمتر و تقریباً نصف ضریب الاستیسیتی را در مقایسه با کودکان دیگر نشان می‌دهند. در نهایت ساختار عضلانی در اثر اسپاستی‌سیتی و کارکرد نادرست عضله تغییر یافته و باعث کاهش الاستیسیتی و یا سفتی ، کاهش طول عضلات، و محدودیت حرکتی مفاصل می‌شود. تغییر در ساختار عضلات، رشد استخوان‌هایی که به آن‌ها متصل هستند را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در نتیجه این اختلالات است که پیکره‌ی استخوان‌ها در نوزادان، که انتظار می‌رود با پدیدار ‌شدن مهارت‌های حرکتی نرمال تغییر یابند، اصلاح نخواهد شد. استخوان فمور را می‌توان به‌ عنوان یک نمونه‌ی مناسب برای این مسئله در نظر گرفت؛ مثلاً ممکن است چرخش رو به داخل فمور ‌در نوزاد مبتلا به فلج مغزی با وجود چرخش داخلی لگن از بین نرود و تشدید گردد. همچنین بعضی از استخوان‌ها طی رشد و نمو نوزادی که تون عضلانی بالایی دچار چرخش‌های غیرطبیعی می‌گردند. استخوان تیبیا، یک مثال در این مقوله است که گاهی طی فرایند نمو، دچار چرخش داخلی یا خارجی می‌شود. از مثال‌های دیگر می‌توان به استخوان‌های تارسال، خصوصاً کالکانئوس اشاره کرد. در نهایت مفاصلی که عضلات تغییر‌یافته از روی آن‌ها عبور می‌کنند تحت تأثیر قرار می‌گیرند.
باقی ماندن عدم تعادل عضلانی در عضلات آگونیست و آنتاگونیست می‌تواند استخوان‌ها را به سمت دیس‌پلازی ‌، نیمه‌دررفتگی و دررفتگی سوق دهد. پیکره‌ی تغییر شکل یافته‌ی استخوان، میزان کارآمدی و تأثیر عضلات را کاهش می‌دهد و باعث اختلال عملکرد بازوی اهرم می‌شود (شکل 2-1).

شکل 2-1‌) نمودار آبشاری اختلال عملکرد حرکتی

اگر در نظر بگیریم که کشش مورد نیاز برای رشد روزانه‌ی عضلات، طی فعالیت‌های بازی کودک عادی فراهم می‌شود، واضح است رشد عضلانی در کودک مبتلا به فلج مغزی به علل زیر غیرطبیعی می‌گردد:
1. مشکلات اساسی و پایه‌ای فلج مغزی (نبود کنترل حرکتی انتخابی، عدم تعادل بین عضلات آگونیست و آنتاگونیست، و تون غیرطبیعی) مانع انجام بازی طبیعی کودک می‌گردند.
2. مقدار لغزش و حرکت عضله‌ی اسپاستیک به اندازه حرکت و لغزش عضله با تون عادی نیست.
در نتیجه عضله‌ای که از ابتدا سفتی عضلانی در اثر اسپاستی‌سیتی دارد طی نمو با رشد استخوانی دچار کانترکچرمی‌گردد.
3. از نقطه نظر کنترل حرکتی و اسپاستی‌سیتی، عضلات دو مفصلی دیستال، بیشترین شدت درگیری را دارند. بنابراین طبیعی است که این عضلات بیشتر در معرض کانترکچر هستند.
در کودک مبتلا به فلج مغزی نه تنها به علت ابنورمالیتی‌های اولیه شکل‌گیری استخوان‌ها تحت تأثیر قرار می‌گیرد، بلکه فرایند اصلاح و شکل‌گیری صحیح سیستم اسکلتی ‌آن‌ها نیز دچار مشکل می‌گردد. چرخش رو به داخل استخوان فمور بهترین مثال برای این موضوع می‌باشد. دلایل متعددی برای این قضیه وجود دارد:
1. سن ایستادن یا راه رفتن به تأخیر افتاده است. هنگامی که کودک با تأخیر ایستادن و راه رفتن را شروع کند، بخش اعظم سر پروگزیمال فمور، سخت و استخوانی شده و انعطاف‌پذیری کمتری خواهد داشت.
2. شکل‌گیری صحیح سیستم اسکلتی بسیار به میزان و سرعت رشد وابسته است، که در یک سال نخست زندگی بیشترین میزان را دارد و پس از آن به‌طور یکنواخت کاهش می‌یابد. بنابراین هنگامی که کودک با تأخیر شروع به ایستادن و راه رفتن می‌کند، میزان رشد و شکل‌گیری صحیح سیستم اسکلتی، به‌صورت چشمگیری کاهش می‌یابد.
3. شکل‌گیری صحیح بخش پروگزیمال فمور بسیار به لیگامان Bigelow ‌که روی سر و گردن فمور نیرو وارد می‌کند وابسته است، که در حالت اکستنشن کامل این فشار به بیشترین حد خود می‌رسد؛ در صورتی که کودکان مبتلا به فلج مغزی غالباً با مقداری فلکشن در مفاصل هیپ و زانو، می‌ایستند و راه می‌روند و در نتیجه نیرو به مقدار لازم به سر و گردن فمور وارد نمی‌شود.
به علت نیروی‌های غیرعادی وارد بر روی استخوان در هنگام راه رفتن، شکل‌گیری استخوان‌های دراز و اندام تحتانی نیز در آینده غیرطبیعی خواهند شد.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *