حرکت انسان پیش از تولد آغاز شد و تا پایان حیات ادامه پیدا می کند و مهارتهای حرکتی با اهمیت ترین جنبه زندگی انسان در هر سنی بخصوص در سالهای آغازین رشد می باشد و فرایندهای عالی تر پس از رشد مناسب سیستم حرکتی، ادراکی و پیوند میان آن دو بوجود می آید. نمو یا تکامل کودک از مسائل مهمی است که باید به آن توجه ویژه داشت. با راهکارهایی برای تشخیص هر چه زودتر اختلالات تکاملی شیرخوار امکان رشد و ارتقای جسمی، ذهنی، گفتاری و اجتماعی را با توانبخشی تکاملی خواهد داشت. در این فصل ابتدا مفهوم تکامل و ابعاد آن و نظریه های موجود در زمینه کنترل حرکتی بحث خواهد شد. سپس به دلایل اهمیت ارزیابی مهارتهای حرکتی و آزمونهای مرتبط به آن به اختصار شرح داده می شود. در ادامه نوزادان دارای وزن کم حین تولد و اختلالات حرکتی مرتبط بصورت مفصل مورد بحث قرار خواهد گرفت.  

-تعریف تکامل:

تغییراتی که انسان در طول دوران حیات در جهت ارتقای جسمی، ذهنی، گفتاری و اجتماعی کسب می نماید را تکامل گویند. تغییرات تکامل می تواند در جهت مثبت در ما رخ دهد یعنی با گذشت زمان ما تواناییهایی را کسب خواهیم کرد. در شیرخواران افزایش سن با بزرگتر شدن ( افزایش قد، وزن و دور سر ) همراه است که به آن«رشد» می گویند و رشد خود زیر مجموعه و یکی از محورهای تکامل انسان است. کودک به تدریج به تنهایی خواهد نشست، بعد به تنهایی راه خواهد رفت و بعد می تواند بدود. با افزایش سن مهارت کودک بیشتر خواهد شد. کودک در سن نوجوانی قادر است استادانه تر از کودک دبستانی بدود، بپرد یا حرکت کند. ولی تغییرات تکاملی می تواند در یک جهت منفی نیز سیر کند بطوری که سرعت و دقت حرکت بتدریج کاهش خواهد یافت.بزرگسالان فعالیتهای حرکتی خود را آهسته تر انجام می دهند و برای یادگیری یک مهارت جدید وقت بیشتری صرف می کنند. معمولا تکامل را به عنوان تغییرات مثبت تا بلوغ و تغییرات منفی پس از آن می دانند. البته عده ای هم معتقدند از نوجوانی تا 65 سالگی تکامل دارای سیر ثابتی است و شروع تغییرات منفی از 65 سالگی می باشد. از نظر اریکسون (1965) تکامل حرکتی شامل کلیه تغییرات حرکتی است که به عنوان قسمتی از پروسه مداوم زندگی می باشد. این پروسه مداوم به شکل خطی نیست بلکه به شکل حلقوی است، زیرا زندگی تجربه ای است که شروع و انتهای آن خیلی به هم نزدیکتر است بجای آن که سالها بین آنها فاصله باشد.

-خصوصیات تکامل:

از نظر بالتس[1] پنج خصوصیت را بایستی برای تکامل در نظر گرفت:

  1. تکامل در تمام طول زندگی و نه فقط در سالهای اول زندگی رخ می دهد.
  2. تکامل به صورت چند بعدی رخ می دهد یعنی ما تنها در بعد فیزیکی و حرکتی به تکامل نمی رسیم بلکه در ابعاد اجتماعی شناختی و ارتباطی نیز رخ می دهد.
  3. تکامل انعطاف پذیر است. یعنی برخی مهارتهای تکاملی ممکن است در پاسخ به ضرورتهای شناختی یا اجتماعی تغییر بابند مثلا برخی شیرخواران ممکن است در مراحل تکامل حرکتی خود سینه خیز یا چهاردست و پا نروند. زیرا محیطی که شیرخوار را احاطه کرده است ممکن است تفاوتهایی را در چگونگی تکامل وی ایجاد نماید.
  4. تکامل وابسته به قراین و زمینه ها می باشد یعنی عوامل محیطی روانی، اجتماعی و عوامل جسمی بر آن موثرند.
  5. تکامل به مقطع زمانی یا تاریخی که فرد در آن زندگی می کنند نیز وابسته است. بطوری که روش های پرورش کودک یا فرهنگ مردم در آن مقطع بر نحوه تکامل کودک موثر است.

خصوصیات دیگری را نیز برای تکامل قائل شده اند که عبارتند از :

  1. خاصیت مداوم بودن تکامل(Continuous): 

تغییرات تکاملی در تمام طول عمر ادامه دارد. این بدان معنی است که در هر مرحله از زندگی ممکن است تغییراتی در روند تکامل اتفاق بیفتد و تنها تجربیات دوران کودکی نیست که وضعیت زندگی آینده هر فرد را تعیین می کند.

  • خاصیت اضافه شوندگی تکامل (Cumulative):

مراحل جدید تکامل بر روی مراحل قبلی و قدیمی تر آن اضافه می شوند.این بدان معنی است که کودک یا بزرگسال امروز هر چه هست تا حدودی تحت تاثیر تجربیات اولیه او در زندگی قرار دارد.

  • خاصیت جهت دار بودن تکامل(Directional) :

الف: تکامل حرکتی کودکان از طرف سر به  پا cephalocaudal  می باشد. یعنی  کودک ابتدا  سر سپس کنترل تنه را بدست می آورد. هم چنین استفاده از دستها مقدم بر استفاده از پاها تکامل می یابد.

ب) تکامل حرکتی کودک از پروگزیمال به دیستال می باشد. یعنی اگر یک خط فرضی از وسط بدن عبور کند، تکامل از قسمتهای نزدیکتر به این خط به طرف قسمتهای دورتر پیشرفت می کند. یعنی در شیرخوار اول حرکات قسمت میانی بدنش (سر و تنه) سپس شانه ها و لگن و بعد از آنها بازوها و در انتها دستها و پاها تکامل می یابد.

ج) تکامل کودک همواره به سمت پیچیدگی بیشتر پیش می رود. به عنوان مثال تکامل حرکتی کودک از تکامل حرکات حرکات عمده و ساده به طرف حرکات پیچیده و اختصاصی می باشد یعنی Mass to specific ، مثلا برای برداشتن یک اسباب بازی در حالت نشسته ابتدا سر و تنه ممکن است با هم به طرف آن اسباب بازی بچرخد ولی در شکل متکامل تر کافیست سر و دستها با هم به طرف آن بچرخند. و یا در هنگام چها دست و پا رفتن وجود حرکات چرخشی در تنه همراه با  حرکت اندامها ضروری است.

    4) خاصیت تمایز یافته گی تکامل (Differentiated) :

تغییرات تکاملی مرتبا تمایز یافته می شوند. به عنوان مثال تکامل حرکتی از حرکات درشت، که برای انجام آنها از عضلات بزرگتر استفاده می شود، به سمت حرکات ظریف، که برای انجام آنها از عضلات کوچکتر و ظریفتر استفاده می شود، تمایز می یابد. مثلا برای برداشتن یک کشمش کودک در ابتدا از کف دست و کل دست استفاده می کند ولی در مراحل پیشرفته تر قادر است فقط بوسیله نوک انگشتان شست و سبابه این کار را انجام دهد.

5)خاصیت سازمان یافتگی تکامل(Organized):

انسان بتدریج یاد می گیرد که مهارتهای فرا گرفته را با یکدیگر ادغام کرده، سازماندهی و کنترل نماید تا وظایف مختلف زندگی را به انجام برساند

 -تقسیم بندی دوران تکامل بر اساس سن تقویمی:        

سن مهمترین راه اندازه گیری تغییرات تکاملی است زیرا کاربردی ترین و شناخته ترین معیار برای اندازه گیری میزان پیشرفت بیولوژیک، روانی و اجتماعی است.شیرخواران در سنین خاصی کودک، سپس نوجوان و بزرگسال و بالاخره سالمند می شوند. پیر شدن یا مسن شدن خود یک روند تکاملی است. با تعریف دوران تکامل می توان از یک زبان مشترک هنگام صحبت درباره نکامل استفاده نمود. هم چنین می توان بین ابعاد مختلف تکامل در دوران مختلف سنی مقلیسه نمود. بر این اساس معملا 28 روز اول زندگی دوران نوزادی و پس از آن تا 2 سالگی دوران شیرخوارگی فرض می شود(گرچه برخی 2 ماه اول زندگی را دوران نوزادی می نامند) از 2 سالگی تا 10 سالگی در دختران و تا 12 سالگی در پسران دوران کودکی می باشد. از 10 تا 18 سالگی در دختران و از 12 تا 20 سالگی در پسران دوران نوجوانی است.دوران بزرگسالی قابل تقسیم به 3 دوره ابتدایی، میانی و پیری می باشد. دوره ابتدایی بزرگسالی از انتهای نوجوانی تا 40 سالگی و دوره میانسالی از 40 تا 65 سالگی و پس از آن دوران پیری یا سالخوردگی می باشد.

-محورهای تکامل انسان:

تکامل انسان نتیجه تغییر و تحول در 3 محور مختلف است.

  1. Growth : هر گونه افزایش ابعاد یا نسبتهای بدن می باشدکه خود ناشی از افزایش تعداد و اندازه سلول ها می باشد. راههای اندازه گیری رشد بطور معمول با تعیین سایز، قد، وزن و دور سر می باشد. رشد پارامتر مهمی در طول دوران تکامل می باشد زیرا برخی تغییرات در عملکرد حرکتی وابسته به تغییر اندازه بدن می باشد. اختلال در رشد یا عدم تعادل پارامترهای رشد می تواند از نشانه های وجود مشکل در کودک باشد. 
  2. Maturation : بخشی از تغییرات بلوغ بوسیله ژنهای ما هدایت می گردند مثل میلینیزاسیون رشته های عصبی، ظهور مراکز رشد استخوانی، افزایش پیچیدگی ارگانها و ظهور صفات جنسی ثانویه. در طی روند بلوغ، بدن در به عملکردهای مختلفی که اکثرا پیچیده هستند، دست می یابد.
  3. Adaptation : تطابق روندی است که توسط آن تاثیرات محیطی قادرند بر روند رشد و بلوغ اثر بگذارند. در تطابق تغییرات در اثر یک محرک خارجی رخ می دهد. مثلا در شیرخواران یک بیماری ویروسی آنتی بادی تولید می شود یا اسکلت بدن در حین انجام حرکات پاسخ به فشار وزن و نیروهای عضلات، رشد و تکامل می یابد. همین تطابق در موارد غیر طبیعی منجر به بروز مشکلات اسکلتی و دفرمیتی ها خواهد شد.

-ابعاد تکامل :

نحوه تقسیم بندی تکامل به ابعاد یا طیف های مختلف، متفاوت می باشند برخی آن را به 3 یا 4 بعد تقسیم می کنند. بهر حال معمولا همگی ابعاد حرکتی (درشت و ظریف )، گفتاری (شامل بیانی و درکی)، شناختی و رفتاری را شامل می شوند. هر بعد از تکامل دارای طیف طبیعی تا غیر طبیعی می باشد وجود یک بعد غیر طبیعی بایستی ما را از احتمال وجود سایر ابعاد غیر طبیعی آگاه سازد و بنابر این باید معاینه دقیقی نیز در سایر ابعاد انجام شود.

1- تکامل حرکات درشت :

در این طیف از تکامل معمولا از بدو تولد به حرکات عمده و درشت شیرخوار مانند چرخاندن سر، گردن گرفتن، غلتیدن، نشستن، ایستادن، راه رفتن، دویدن، پریدن و … توجه می گردد.شیرخوار بایستی هر یک از این مهارتها را در سن مطلوب کسب نماید.

2-تکامل حرکات ظریف :

در این طیف از تکامل معمولا از بدو تولد به حرکات شیرخوار و هماهنگی حرکات با بینایی مانند ثابت نگاه کردن به اشیا یا دنبال کردن اشیا با چشمان، مشت کردن دستها، گرفتن اشیا بزرگ و کوچک، دست به دست کردن اشیا، گذاردن مکعب های کوچک بر یکدیگر، ورق زدن کتاب و . . . توجه می گردد. شیرخوار بایستی هر یک از این مهارتها را در سن مطلوب کسب نماید.

3- تکامل گفتار:

در این طیف از تکامل معمولا از بدو تولد به درک صدا و گفتار از یک طرف و تولید صدا و بیان کلمات و جملات از طرف دیگرتوجه می گردد.

4- تکامل شناختی و اجتماعی:

در این طیف از تکامل معمولا از بدو تولد به تعامل کودک با محیط و اطرافیان مانند توجه به صورت انسان، شناخت والدین، شناخت افراد آشنا از غریبه، انجام بازی های مهد کودکی مثل دست دستی، کمک در انجام کارهای شخصی مثل لباس پوشیدن یا در آوردن، غذا خوردن، توالت رفتن، انجام بازی های گروهی و تخیلی، انجام کارهای تقلیدی و … توجه می گردد. شیرخوار بایستی هر یک از این مهارتها را در سن مطلوب کسب نماید.

تکامل شناختی

-مراحل کنترل حرکتی

کنترل حرکتی 4 مرحله دارد. این مراحل عبارت است از تحرک، ثبات، تحرک کنترل شده و مهارت

1- تحرک یا مهار متقابل[2] :

حرکت در ابتدا بصورت انقباضات فازیک کوتاه شونده و بلند شونده ظاهر می شود که جنبه حفاظتی دارد. حرکات اولیه نوزاد که بصورت تکان دادن اندامها به جلو و عقب می باشد و غیر مقاومتی است، نمونه ای از حرکات فازیک است. عموما در 3 ماه اول تولد بسیاری از حرکات نوزادان ناگهانی و تکراری است و داشتن فعالیت کافی عضلانی و توانایی حرکت در دامنه کافی که نیازمند قدرت و انعطاف پذیری است از الزامات این مرحله می باشد.

2- ثبات یا انقباض همزمان[3] :

عضلات مفصل برای ایجاد ثبات بطور همزمان منقبض می شوند این انقباضات تونیک بعدا توسعه می یابند و پایه ای برای نگهداری وضعیت های مختلف می گردد. این مرحله به عنوان تعادل ایستا یا واکنش های وضعیتی ایستا نامیده می شود. 3 تغییر عمده در این مرحله تکامل کنترل کنترل سر، وضعیت نشسته و حالت ایستاده می باشد. معیارهای ثبات عبارتند از توانایی نگه داشتن وضعیت بدون حمایت، توانایی حفظ وضعیت برای زمان کافی و توانایی کنترل وضعیت.

3- تحرک کنترل شده یا کار سنگین[4] :

در این مرحله نواحی انتهایی اندامها ثابت و نواحی فوقانی حرکت می کنند و منجر به رشد کنترل حرکتی مفاصل بالایی می شوند به عبارت دیگر توانایی انتقال وزن و تغییر وضعیت و کسب وضعیت جدید مدنظر است. به این مرحله تعادل پویا گفته می شود.

4- مهارت[5]:

در این مرحله نواحی فوقانی اندام ثابت و نواحی انتهایی حرکت می کند. ثبات در تنه و مفاصل فوقانی در طی فعالیت حفظ شده و امکان تعامل با محیط و کشف آن را فراهم می آورد. فعالیتهای این مرحله عبارتند از:

  • اعمال حرکتی دهان مثل جویدن، بلع و تکلم
  • اعمال حرکتی دست ها مثل گرفتن و دستکاری اشیا
  • جابجایی و انتقال هماهنگ، چهار دست و پا رفتن و راه رفتن.

-تکامل حرکتی  

هنگامی که درباره حرکت انسان یا سایر کلماتی که معنای حرکت دارند صحبت می کنیم، اجزای زیادی که در این مفهموم وجود دارد را مدنظر داریم. از یک طرف حرکت به مدل حرکتی مادرزادی و اکتسابی اطلاق می شود، مثل کشیده یا مستقیم نگه داشتن سر و یا راه رفتن، از طرف دیگر حرکت به معنای هماهنگی نیز هست یعنی ترکیب چندید حرکت جداگانه، به گونه ای که یک اسکی باز روی یخ می تواند آن را نشان دهد. به علاوه حرکت از فرم درشت تا ظریف آن در تکامل است.فرم درشت آن توسط تمام اندام یا تمام بدن اتفاق می افتد( مثل لگد زدن)، در حالی که حرکات ظریف همیشه توسط گروه عضلانی انفرادی لوکالیزه اتفاق می افتد( مثل لبخند زدن).

حرکات ممکن است برای افراد بالغ خیلی طبیعی و ساده جلوه کنند، در حالی که برای شیرخواران تماما مشکل و جدید هستند. لازم است بر روی عملکردهای حرکتی خزیدن، نشستن، راه رفتن و گرفتن مروری داشته باشیم.

تکامل خزیدن : این مرحله از حالت خوابیده به شکم شروع می شود. در ابتدا نوزاد سرش را به اطراف می چرخاند و قادر است  آن را برای یک لحظه بالا نگه دارد و گاهی موفق می شود سر خود را در لحظاتی در خط وسط و برای چند ثانیه حفظ کند. بازوها به مقدار زیادی حالت خمیده دارند، دست ها مشت شده هستند و زانوها به زیر شکم کشیده شده اند. شیرخوار به فرصت 3 ماهه نیاز دارد تا بتواند خود را در وضعیت به شکم و بر قسمت ساعد دست حفظ کند و سر را چند دقیقه به حالت مستقیم نگاه دارد. وزن بدن باید روی شکم و دستان باز شده، تحمل شود و سر و سینه بالاتر از سطح زمین، نگه داشته می شود. در این وضعیت کودک می تواند دور محور بدن خود بچرخد. پس از چند ماه شیرخوار یاد می گیرد به سمت جلو بخزد.

تکامل چهار دست و پا رفتن : کودک بزودی قادر خواهد شد علاوه بر دست ها و بازوها بر روی زانوها نیز خود را نگه دارد. در این حالت تنه با زمین تماس ندارد. شیر خوار در حول و حوش 9 ماهگی شروع به حرکت در این حالت می کند. چهار دست و پا رفتن به تدریج سریعتر و منظم تر، مطلوب تر و ایمن تر می شود. در بعضی بچه ها تکامل در طی نیمه دوم سال اول از روند تند و سریعی برخوردار است، به گونه ای که این کودکان تمایل دارند چهاردست و پا رفتن را رد کرده و یکباره راه رفتن را شروع کنند. با این حال از آنجا که در طی راه رفتن احساس امنیت نمی کنند، در نتیجه اگر بخواهند خیلی سریع به چیزی دست پیدا کنند فورا به حالت چهاردست و پا در می آیند.

چهاردست و پا رفتن به منزله پایان فرم ابتدایی حرکت به سمت جلو است و برای کودکان بزرگتر یک حالت اختصاصی نیست. بعلاوه یک عملکرد تکاملی بسیار مهم است که باعث می شود تمام عضلات و سیستم عضلانی به فعالیت درآیند و با توجه به ضرورت هماهنگی و تعادل برای راه رفتن که مرحله بعدی است گذر از مرحله چهار دست و پا رفتن غیرقابل اجتناب است.

تکامل نشستن: نشستن یک عملکرد حرکتی است که هدف از آن حرکت به سمت جلو نمی باشد. در این وضعیت آزادی حرکت محدود به بعضی از انتهاهاست اما دست ها از آن بسیار سود می برند. توانایی آزادانه نشستن به سه عملکرد اساسی نیاز دارد :1-وضعیت مستقیم و کشیده سر نسبت به تمام بدن 2- حرکات آزادانه در منطقه لگن 3- چرخیدن فعال تنه که اجازه می دهد سر به سمت اطراف حرکت کند و متمایل شود.

اگر شیرخوار کوچک را بلند کنیم و در حالت نشسته قرار دهیم سرش به سمت عقب می افتد.با افزایش قدرت عضلات قدامی گردن کودک سعی می کند  در حالی که به پشت خوابیده است سرش را به سمت جلو بیاورد. به طور طبیعی وضعیت سر در ماه ششم کامل و بدون عیب می شود. کودک در حالی که خوابیده به پشت است به حالت لگد زدن دست و پا می زند. این حالت قدرت عضلات لگن را افزایش می دهد. با شروع غلت زدن توانایی چرخش در تنه هم کامل می شود و بنابراین پیش نیازهای نشستن کامل می شود. کودک در 10 ماهگی کاملا بر وضعیت جدید خود مسلط میشود. در حالی که پاها کشیده هستند و از هم فاصله دارند، تنه حالت مستقیم دارد و پشت که صورت کشیده است. بازوها و دستها آزاد هستند و برای نگه داشتن بدن نیازی به استفاده از آنها نیست.

تکامل راه رفتن : وضعیت کاملا کشیده کل بدن حین راه رفتن مختص انسان است. هنگامی که والدین نوزاد را به حالت ایستاده نگه می دارند نوزاد شروع به راه رفتن می کند. نوزاد بطور الترناتیو قدم بر می دارد . این پدیده ای رفلکسی است که در شیرخوار سالم در طی ماه دوم مشاهده می شود و پس از آن این حالت ناپدید  می گردد. در پایان ماه سوم اگر شیرخوار را در حالت ایستاده در جای نرمی نگه داریم او به زمین می افتد، پاها در حالت خمیده باقی می مانند و هیچ کوششی برای ایستادن بر سطح مورد نظر انجام نمی دهد. این فاز تکاملی برای چند هفته طول می کشد و خیلی طبیعی است. البته به یاد داشته باشیم که پاها نباید به صورت شل و در حالت آویزان قرار داشته باشد ، بلکه باید از مفصل هیپ و از زانوها خمیده باشد.

در مرحله بعدی هنگامی که پاهای شیرخوار با زمین تماس پیدا می کند پاها دوباره حالت کشیدگی پیدا می کند و این حالت در مفصل مچ پا بیشتر از منطقه هیپ است و شیرخوار می تواند برای یک یا دو ثانیه تحمل وزن کند البته تنه هنوز حالت خمیده داردو انگشتان پا اغلب به شکل خمیده هستند.

در مرحله بعد کودک شروع به جست زدن می کند یعنی خم شدن به سمت پایین در وضعیت چمباتمه زدن و سپس بطور ناگهانی پریدن به سمت بالا.این کار موجب تقویت عضلات تنه و اندامها می شود. این حرکات پریدن در زمانی که والدین شیرخوار را از تنه گرفته اند مداوما انجام می گردد تا وقتی که شیرخوار خسته شود. در هر صورت انجام این کار به شکل بیش از حد بخصوص در شیرخوارانی که تمایل به ایستادن  بر نوک پنجه دارند درست نیست.

در پایان ماه نهم اکر کودک را با دستانمان نگه داریم او به حالت مستقیم و بر روی کف پا می ایستد. به تدریج کودک قادر خواهد بود با گرفتن یک وسیله برای اتکا بایستد و در مرحله بعد می تواند مستقلا با گرفتن یک وسیله بلند شود و بایستد. کودک در این حالت انتقال وزن بر روی پاها را یاد خواهد گرفت و قدم برداشتن را شروع می کند. کودک هنگامی که والدین دستانش را گرفته اند شروع به قدم برداشتن می کند. بیشتر از 60 درصد بچه ها در اولین سالروز تولد خود چند قدم را مستقلا بر می دارند .

تکامل گرفتن[6] : دستان نوزاد بیشتر بصورت بسته و مشت کرده می باشد. او هیچگاه به طور ارادی دستانش را باز نمی کند و بازوان بخودی خود در یک مسیر خاص کشیده نمی شوند. رفلکس چنگ زدن منجر به وضعیت مشت کرده دستها می شود در طی 6 ماه دوم عمر ناپدید می گردد و تنها پس از تکامل واقعی امکان پذیر می شود. بنابراین کودک 4 ماهه در حالتی است که دستانش نیمی از مرحله باز شدن را دارا هستند. از این رو او می تواند دستانش را به سمت یک شی ببرد و هر دو دست را به هم نزدیک کند، دستانش را ببندد و داخل هم نماید. از این راه کودک اولین مرحله گرفتن را طی می کند و هماهنگ نمودن دستها را آغاز می نماید، اما تنها در ماه ششم می تواند یک شی را به طور صحیح بگیرد و آن را به آرامی با دستانش نگه دارد و درست شبیه گرفتن و نگه داشتن، کودک باید بتدریج یاد بگیرد که چگونه یک شی را به طور ارادی رها کند. در ماه نهم عمر، کودک می تواند یک شی را عمدا به زمین بیندازد، با این حال، تنها در ماه دوازدهم کودک خواهد توانست یک شی را بطور صحیح به دستان باز فرد دیگری بدهد. تکامل توانایی گرفتن، نه تنها شامل باز کردن و بستن دستها و همین طور هماهنگی آنهاست، بلکه روشی که کودک شی را گرفته و نگه می دارد نیز مدنظر است. در سن 6 ماهگی شیرخوار برای گرفتن از تمام کف دست استفاده می کند. به صور طبیعی ما تنها اشیای بزرگ را با کف دست می گیریم و برای اشیای کوچکتر از نوک انگشتان استفاده می کنیم، به ویژه نوک انگشت شست و سبابه به کار گرفته می شود. توانایی قرار دادن شست در مقابل سایر انگشتان دست و ساختن یک فرم گازانبری با انگشت شست و سبابه در طی ماه دوازدهم زندگی تکامل می یابد. این حالت گرفتن خاص تحت عنوان گرفتن گازانبری[7] نامیده شده که برای انسان بسیار اختصاصی بوده و نشان دهنده اساس فوق تخصصی دست انسان است.    

**توانبخشی گندم، کاردرمانی در ستارخان، کاردرمانی در شهرآرا، گفتاردرمانی در ستارخان، گفتاردرمانی در شهرآرا، کاردرمانی در غرب تهران**


Baltes [1]

[2] Reciprocal inhibition

[3] Cocontraction

[4] Heavy work

[5] skill

[6] grasping

[7] pinch

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *