Constraint – Induced Movements Therapy

(CIMT)

CIMT يكي از روشهاي درمان افراد همي پلژي اسپاستيك مي باشد كه براي اولين بار  در سال 1980 توسط taub  و همکارانش در دانشگاه آلباما بیرمنگام پایه گذاری شد.

 taub و همكاران با استفاده از dorsal rhizotomy (آوران برداری) حس سوماتیک یک اندام جلوی یک میمون را  قطع كردند؛ به دنبال این جراحی، استفاده ی آزادانه و راحت اين اندام میمون در فعالیت های معمولی محدود گردید(با وجود عملکرد کامل ریشه های حرکتی). سپس حرکات اندام سالم جلوی میمون برای یک دوره مشخص محدود و  میمون مجبور به استفاده از اندام مبتلا گردید (1980 ,taub ).

CIMT نوع تکمیل شده ی درمان استفاده اجباری(محدود کردن اندام غیر مبتلا بدون تمرینات مداوم اندام مبتلا)  می باشد که توسط   steven wolf پایه گذاری شده بود2009,Hoare)).

CIMTدارای دو اصل می باشد شامل:محدود کردن اندام غیرمبتلا و تمرینات مداوم فعالیت با عضو مبتلا (2001, morris & taub).

Taub  ،CIMT در اندام فوقانی را اینگونه تعریف می کند: ایجاد شرایطی جهت استفاده از اندام مبتلا در طول ساعات بیداری بوسیله محدود کردن اندام سالم با استفاده از اسلینگ یا دستکش در یک دوره  زماني مشخص (1997, taub & wolf ). در طول این زمان تمرینات تکراری اندام فوقانی مبتلا به صورت روزانه 6 ساعت استفاده از تکنیک یادگیری shaping or task practice  می باشد(1999 ,taub).

:Shaping تکنیک یادگیری

 یک روش یادگیری عینی که به صورت درجه بندی شده می باشد. در صورتی که فرد در انجام کامل فعالیت(فعالیت هایی مثل برداشتن یا روی هم چیدن بلاکها…) ناتوان باشد، فعالیت را به قسمت های مختلف تقسیم کرده و در انجام آن به فرد کمک می کنیم تا به فعالیت کامل دست پیدا کند جهت تکمیل فعالیت از فیدبک های کلامی ساده و واضح استفاده می گردد.جهت افزایش سختی در فعالیت های مورد نظر، به طور سیستماتیک تغییراتی در دقت فعالیت صورت می گردد.انتخاب فعالیت بر اساس نقص حرکتی فرد،اهداف حرکتی مورد نظر در شخص و میزان توانایی فرد می باشد.آن را adapted task practice  نیز می نامند 2009,Hoare)).

:Task practice تکنیک

فعالیت ها به صورت عملکردی(مثل لباس پوشیدن،شانه کردن مو و ….) و طی دوره های 15 الی 20 دقیقه ای به صورت مداوم و بطور کامل انجام می گیرد.بر خلاف روش قبل در این روش فعالیت انتخاب شده باید به صورت کامل نجام گیرد و تقسیم به اجزای کوچکتر نمی گردد و فعالیت ها مشخص و تعیین شده می باشد و به افراد مورد درمان بستگی ندارد که خود ابن عوامل انعطاف این روش را کمتر کرده است. جهت افزایش سختی می توان پارامترهایي مثل مدت زمان، سرعت فعالیت و … را تغییر داد.فیدبک های کمکی در انتهای دوره های 15 تا 20 دقیقه ای جهت تکمیل نهایی فعالیت داده می شود2009,Hoare)). 

اصول درمان :

بر طبق مطالعات انجام شده، دو رویکرد وجود دارد :

1- روانشناسان استفاده از بستر سازی فعالیتهای مؤثر(operant movment conditioning)  را مورد توجه قرار می دهند(,Gordon 2002,2003 ,deluca & 2005).

2- کاردرمانگران و فیزیوتراپیست ها استفاده از رویکرد motor learning  & motor control را مورد توجه قرار می دهند(2003.2005, eliasson).

مکانیسم هاي بهبود عملكرد دراندام فوقاني:

  1. غلبه بر learned non-use :

با محدود کردن دست سالم و مجبور کردن دست مبتلا جهت درگیر شدن و همچنین انجام فعالیتهای مورد نظر این امکان فراهم می شود تا با ایجاد انگیزه جهت به کارگیری دست مبتلا و تشویق مکرر در طی این پروسه مکانیسم یادگیری عدم استفاده در دست مبتلا تدریجاً از بین می رود و سازماندهی دوباره ای توسط مکانیسم نوروپلاستیسیتی در مراکز مورد نظر ایجاد می شود .

  • neuroplasticity :

افزایش مداوم استفاده از اندام مبتلا منجر به توسعه نواحی contralateral  کورتکس که حرکات اندام مبتلا را کنترل می کند و به وجود آوردن نواحی ipsilateral  جدید می شود(morris & taub 2001).

CIMT  یک مداخله ی چند فاکتوری است که می تواند بر اساس شیوه ی محدود کردن، مدت زمان محدود کردن، نوع و مدت زمان درمان، محیط مداخله و فرد مداخله گر متنوع باشد. البته فاکتورهای دیگری مثل سن کودک، شناخت کودک، شدت اختلالات حسی- حرکتی کودک، وجود حرکات آینه وار و توانایی های کودک می توانند بر روی تنوع و اثرات CIMT  مؤثر باشند.

شیوه محدود کردن:

یک رنج وسیعی از تکنیکها در مطالعات مختلف جهت محدود کردن دست مبتلا مورد استفاده قرار گرفته است.

این رنج از گرفتن دست سالم کودک (Naylor 2005) تا استفاده از یک دستکش  (Eliasson 2003; Eliasson 2005; Pierce 2002)  اسپیلینت ساعدی  (Crocker 1997; Glover 2002)    اسلینگ (Charles2001; Gordon 2005)   گچ گیری بازویی کوتاه    (Willis 2002; Yakusawa1990; Sung 2005) گچ گیری بازویی بلند (DeLuca 2002; DeLuca 2003)

تفاوت در زمان محدود کردن دست مبتلا نیز وجود دارد که آن از یک ساعت در روز (Naylor 2005 Pierce 2002)تا تمام روز (Charles 2001; DeLuca 2002; DeLuca 2003; Willis 2002; Sung 2005) و یا حتی برای یک دوره 10 روز (Gordon 2005) تا 2 ماه (Eliasson 2005) متفاوت می باشد.

فرکانس و شدت تمرینات :

در مطالعه ای که به صورت بازنگری در سال 2009 بر روی موضوع CIMT  در درمان اندام فوقانی کودکان فلج مغزی صورت گرفت(214 مورد مطالعه شناسایی شده که در بین آن ها 26 مورد جداسازی و در ادامه 23 مورد از 26 مورد به دلیل نداشتن فاکتورهای مورد نظر کنارگذاشته شدند و تنها 3 مورد باقی مانده مورد بررسی دقیق قرار گرفت) نتایج بدست آمده حاکی از آن است که یک پروتکل درمانی شامل 6 تا 8 ساعت مداخله ی روزانه با نظارت درمانگر در اکثر محیط های کلینیکی قابل قبول می باشد و در مورد کودکان با سنین پایین تر(کمتر از 4 سال) 6 ساعت مداخله ی روزانه مناسب خواهد بود؛ البته تفاوت در پروتکل به میزان تفاوت در فاکتورهای اجتماعی- رشدی کودک بستگی دارد.

CIMT  به عنوان یک رویکرد درمانی برای کودکان فلج مغزی همی پلژی بوجود آمده و می تواند به عنوان یک عامل تمرینی بالینی بسیار قابل توجه در کاردرمانی مورد استفاده قرار گیرد. در درمان معمول کاردرمانی، کاردرمانگر با تأکیدات و دستورات مداوم کودک را تشویق به استفاده از اندام مبتلا می کند که اکثر این کودکان در انجام فعالیت موردنظر به صورت ناشیانه، ناکامل و با تلاش بسیار زیاد عمل می کنند که نتیجه آن ناامید شدن کودک و نشان دادن رفتارهای منفی و معترضانه نسبت به دستورات مداوم کاردرمانگر می باشد و نهایتاً همه این عوامل بر روی نتایج درمان تآثیرگذار خواهد بود. جهت بهبود بازدهی درمان و حذف تأکیدات و دستورات درمانگر می توان از روش درمانی مؤثرتری به نام CIMT  استفاده کرد. البته ممکن است کودک نسبت به CIMT  نیز پاسخ های رفتاری متناقضی را نشان دهد2009,Hoare)).

انواع CIMT بر اساس مطالعات:

  1. Pediatric. CIMT
    1. Modified.CIMT  
    1. 3.  Child Friendly form of CIMT
    1. Repeated.course of CIMT
    1. 5. ……

توانبخشی گندم، کاردرمانی در ستارخان، کاردرمانی در شهرآرا، گفتاردرمانی در ستارخان، گفتاردرمانی در شهرآرا، کاردرمانی در غرب تهران

02166573200— 09356808756

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *